تبلیغات
بچه های کوچک دست های بزرگ - من آمدم
آپلود عکس

 

                                                                     

                                         از این که شما به تارنمای اینترنتی من سر می زنید بسیار خوشحالم!

من دانش آموزی مانند شما دوستان عزیز هستم.

امیدوارم بانظر دهی خود به پیشرفت من و سایتم کمک کنید.

از قیمتی ترین سرمایه ها و میراثهای حیات آدمی آ«ادبآ» است،
حتی بالاتر از ثروت و سرمایه است ادب مرد، به زدولت اوست

در بر خورد ها چیزی به زیبایی و جذابیت ادب نمی رسد. باید آن را آموخت، به كار بست تا روابطی سالم و احترام آمیز و پایدار میان افراد، حاكم شود. اما همین واژه ی متداول و مشهور، گاهی تعریفی ناشناخته و حدّ و مرزی مبهم دارد. ازاین رو مناسب است كه برمفهوم و جایگاه و شرایط آن، تأملی مجدد داشته باشیم و بدانیم كه به راستی آ«ادب چیست؟آ» آ ادب چیست؟ این صفت كه سر مایه ارزشمند رفتاری انسان و رسالت پدر و مادر و مربی است بر چه پایه هایی استوار است؟ آیا یك خصلت درونی است؟ آیا رفتاری اجتماعی است یا حالتی روحی؟ رمز این كه انسان ازافراد مؤدب، خوشش می آید چیست؟ وقتی سخن ازآ«ادبآ» به میان می آید، نوعی رفتار خاصّ و سنجیده با افراد پیرامون (از كوچك و بزرگ و آشنا و بیگانه) در نظر می آید. این رفتار كه از تربیت شایسته نشأت می گیرد، به نحوه ی سخن گفتن، راه رفتن، معاشرت، نگاه، در خواست، سؤال، جواب و ... مربوط می شود.

ادب، هنری آموختنی است. می توان گفت:آ«ادب، تربیت شایسته استآ»، خواه مربی، پدر و مادر باشد، یا استاد و مربی. آ امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدرم مرا به سه نكته ادب كرد... فرمود: هر كس با رفیق بد همنشینی كند، سالم نمی ماند و هر كس كه مراقب و مقید به گفتارش نباشد پشیمان می گردد و هر كس به جاهای بد، رفت و آمد كند، متهم می شود: آ«ادبنی ابی بثلاث... قال لی:یا بنی! من یصحب صاحب السوء لا یسلم و من لا یقید الفاظه یندم ومن ید خل مداخل السوء یتهم.آ»آنچه در این حدیث مطرح است، ضابطه داشتن آ« دوستیآ» و آ«گفتارآ» وآ«معاشرتآ» است. دوست داری با تو چگونه رفتار كنند؟ نام و لقب زشت بر تو نگذارند؟ مگر نَه اینكه از توهین و تحقیر و استهزای دیگران نسبت به خودت ناراحت و رنجیده می شوی؟ مگر نه اینكه دوست داری در جمع مردم، مورد تكریم و تشویق و توجه قرار گیری؟ یكی از نكات مهم مربوط به معاشرت، آن است كه آنچه را درباره خود نمی پسندی، در باره دیگران هم روا ندانی و آنچه نسبت به خویش دوست می داری، برای دیگران هم بخواهی و آنچه را در كار دیگران زشت می شماری، برای خود نیز زشت بدانی. اگر از كارهای ناپسند دیگران انتقاد می كنی، همان كارها و صفات در تو نباشد. این نوعی آ«خود ادب كردنآ» است و كسی به این موهبت دست می یابد كه از فرزانگی و هوشیاری و عقلانیّتی تیز و بصیر برخوردار باشد. به فرموده حضرت امیر (علیه السّلام):

آ«كفاك ادبا لنفسك اجتناب ما تكرهه من غیركآ»؛ در ادب كردن تو نسبت به خویشتن، همین تو را بس كه آنچه را از دیگری ناپسند می بینی از آن پرهیز كنی. هر كس حدّ و مرز خود را بشناسد و از آن فراتر نرود، دارای ادب است. بی ادبی، نوعی ورود به منطقه ممنوعه و پایمال كردن حدّ و حریم در برخورد هاست. این سخن بلند علویّ را هم در این زمینه بخوانیم كه فرمود: آ«افضل الادب ان یقف الانسان علی حده و لا یتعدیّ قدرهآ»؛ برترین ادب، آن است كه انسان بر سر حدّ و مرز و اندازه خویش بایستد و از قدر خود فراتر نرود. ادب، به خودی خود یك ارزش اخلاقی و اجتماعی است و ارزش آفرین، هم برای فرزندان، هم برای اولیاء كه تربیت كننده آنانند. ادب در هر كه و هر كجا باشد، هاله ای از محبت و مجذوبیت را بر گرد خود پدید می آورد و انسان با ادب را عزیز و دوست داشتنی می كند. ادب، خودش یك سرمایه است و هر سر مایه ای بدون آن بی بهاست. مدالی است بر سینه صاحبش كه چشمها و دلها را خیره و فریفته می سازد.

آراستگی هر چیزی به چیزی است. آن گونه كه علم، با حلم آراسته می گردد، وشجاعت، با گذشت و عفو زینت می یابد، و ثروت، با انفاق و بخشش، ارزش پیدا می كند، حسب و نسب هم با ادب، ارج می یابد. شرافت نسب و اعتبار خانوادگی و آبرو و وجهه اجتماع، بدون داشتن ادب، آرایشی سطحی بر چهره‎ای زشت است. این سخن حضرت علی(علیه السلام) است كه: آ«لاشرف ‎مع‎ سوء الادبآ»؛ با بی ادبی؛ هیچ شرافتی نیست. كسی كه بی اصل و تبار و نسب و حسب باشد، اگر ادب داشته باشد، شرافت می یابد. ادب حتی نسب و تبار نامناسب را هم می پوشاند. كلام امیرالمؤمنین(علیه السلام) چنین است: آ«حسن‎الادب‎ یستر‎قبیح النّسبآ»

آ نشانه ها و جلوه ها

هر یك از ادب و بی ادبی نشان هایی دارد. شناخت ادب هم جز با توجه به نمودهای بی ادبی میسر نمی گردد. این نمودها و نشانه ها و علایم، هم در گفتار نمایان است، هم در رفتار و برخورد. اگر عاقلانه زیستن و متانت در گفتارو وقار در رفتار، نشانه ادب است. بی خردی، گفتار زشت، بددهانی، تند خویی، زشت گویی، دشنام و توهین، سبكسری و خیره سری، لجاجت و عناد و ... هم بی ادبی است. اگر كنترل دوستی ها و معاشرت ها ادب است، بی ادبی یعنی رفت و آمد با افراد ناباب و بی دقتی در گزینش دوستان و بی تعهدی در مجالست ها و رفاقت ها. آنكه زشت گفتار و بد زبان است، به تعبیر حضرت علی( علیه السلام) از ادب بی بهره است: آ«لا ادب لسیی النطق.آ»

كسی كه در برخورد با افراد، حاضر نیست از آنان با عظمت و تكریم یاد كند و مدام به استهزاء دیگران و غیبت آنان مشغول است، آنكه یاوه دیگران را با یاوه و دشنامشان را با دشنامی زشت تر پاسخ می دهد، آنكه در مجالس و محافل و صف ها، رعایت حق دیگران و نظم و مقررات و سكوت و نوبت را نمی كند، آنكه حاضر نیست به حرف دیگران گوش دهد، كسی كه در گفتگو و بحث، داد می زند، گلو پاره می كند و جانب انصاف و حق را مراعات نمی كند، آنكه ... اینها همه نشانه هایی از فقدانِ ادب است.

آ ار آن سو، مراعات آداب در خوردن، آشامیدن، لباس پوشیدن یا لخت بودن، خلال كردن، دهن درّه، سرفه، عطسه و ... نشان ادب است. بی ادبی، بی اعتنایی به حقوق و شخصیت و حرمت انسان هاست . اگر كسی هنگام عطسه، آب دهان به سفره و صورت بیفكند، یا به طرزی مشمئز كننده غذا بخورد، یا به جای تقدیم دو دستیِ نامه و وسیله و ابزار، آن را پرت كند یا حتی یك دستی بدهد، یا هنگام مطالعه شما، سر و صدا كند، یا هنگام خلوت، سر زده وارد اتاق تان شود، و اجازه ورود نگیرد، اینها نمونه هایی از مراعات نكردن ادب اجتماعی است. جالب این است كه اسلام برای همه این موارد، دستور العمل دارد. آ«تربیت اسلامیآ» و اخلاق مكتبی، همه دستورها وآ«بایدآ» و آ«نبایدآ» هایش، آ«ادب آموزیآ» است. كسی كه پای بند تعالیم دین نباشد، از حوزه ادب به وادی بی ادبی پای نهاده است.

ادب از كه آموزیم؟ رفتار نیك دیگران، بر انسان تأثیر مثبت می گذارد. این امری روشن و طبیعی است. ناپسندی های اخلاقی مردم نیز تأثیر سوء می گذارد. این هم عادی است. هنر انسان های فرزانه و هوشمند آن است كه از رفتارهای ناپسند دیگران هم عبرت و درس می آموزند.

هم نیكان الگوی نیكی اند، هم بدان سر مشق بدی برای غافلان. اما عاقل تر كسی است كه از بدی هاراه خوبی ها را می آموزد. این همان حكمتِ لقمانی است كه از فرزانگی او سر چمشه می گیرد. به قول سعدی: آ«لقمان را گفتند: ادب از كه آموختی؟ گفت: از بی ادبان، كه هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهیز كردم.آ»

و اگر جز این بود، لقمان به لقبِ آ«حكیمآ» مشهور نمی شد. آری... ادب آموختن از بی ادبان. همچنان كه باید كم حرفی را از ورّاجان پر حرف و بیهوده گوی الهام گرفت. بزرگواری و كرامت نفس را هم باید از زشتیِ كارِ تنگ نظران و خسیس طبعان فرا گرفت. هیچ كس از زشتی و بدی، خوشش نمی آید. پس چرا ما خود را از آن پاك نسازیم كه محبوب شویم؟ اگر از زشتی های دیگران، آموختیم كه به خوبیها روی آوریم، آ«استاد اخلاقِآ» ما در درون خودمان نهفته است. این روش، شیوه آموخته از امیر مؤمنان (علیه السّلام) است كه فرمود:

آ«اذا رأیت فی غیرك خلقا ذمیماً فتجنب من نفسك امثالهآ»؛ هر گاه در دیگری اخلاق ناپسندی را دیدی، بپرهیز كه آن گونه رفتار در خودت نباشد! عیسای مسیح هم همین روش را داشت. از او پرسیدند: چه كسی تو را ادب آموخت؟ فرمود: كسی مرا ادب نكرد. من، زشتی جهل را دیدم و از آن پرهیز كردم. نشست و بر خاست و انس و معاشرت با افراد مؤدب، خلق و خوی و رفتارمان را به زینت آ«ادبآ» می آراید.

 از ادب پیامبر (صلی الله علیه و اله)

رسول اكرم (صلی الله علیه و اله) كه اسوه ایمان و الگوی اخلاق و ادب و رفتار نیكو است، خود را ادب كردهآ  ی پرودگار دانسته و می فرماید: آ«ادبنی ربی فاحسن تأدیبیآ»؛

پروردگارم مرا ادب كرد و نیكو ادب كرد!

آ«سیره پیامبرآ»، یك كتابِ ادب آموزی است. رفتار پیامبر، نمونه عالی اخلاقی و معاشرت والاست وبه چند نمونه از ادبِ برخورد پیامبر با دیگران اشاره می كنیم: آ رسول خدا با هر كس رو به رو می شد، سلام می داد، هم به كوچك، هم بزرگ.هیچ گاه پای خود را پیش كسی دراز نمی كرد. هنگام نگاه، به صورت كسی خیره نمی شد، با چشم وابرو به كسی اشاره نمی كرد، هنگام نشستن، تكیه نمی داد. وقتی با مردم دست می داد و مصافحه می كرد، هیچ گاه دست خود را عقب نمی كشید، تا طرف مقابل دست خود را بكشد. هیچ خوراكی را مذمت نمی كرد. به هیچ كس دشنام و نا سزا نمی گفت و هیچ سخن ناراحت كننده ای بر زبان نمی آورد و بدی را با بدی پاسخ نمی گفت.


برچسب ها: من آمدم، علی سالاری، دانش آموزی ازدانش آموزان،

تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391 | 09:56 ق.ظ | نویسنده : | نظرات